دکتر شیخ

بنام خدا

با سلام خدمت همه دوستان عزیز

مطلب آموزنده ای برای کسانیکه خداوند به آنها توفیق کمک به درمان بیماران داده  برایم آمده بود که حیفم آمد در وبلاگ نگذارم. چون در این دوره زمانه یادآوری چنین الگوهایی برای ماضروری است.

دکتر شیخ

آنچه در زیر برایتان نوشته­ام یکی از خاطرات زیبای دکتر مرتضی شیخ ، پزشک انسان دوستی است که در دوران کودکی من در مشهد مشغول طبابت بود و کسی از اهالی مشهد نیست که نامی از او یا خاطره­ای از او نداشته باشد یا نشنیده باشد.

دکتر شیخ از مردم پولی نمی­گرفت و هر کس هرچه می­خواست توی صندوقی که کنار میز دکتر بود می‌انداخت و چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آنزمان)، اکثر مواقع، سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق انداخته می­شد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده می‌شد.

محله ما در مشهد نزدیک کوچه دکتر شیخ است. مادرم از قول دختر دکتر شیخ تعریف می­کرد که روزی متوجه شدم، پدر مشغول شستن و ضد عفونی کردن  انبوه سر نوشابه های فلزی است!

با تعجب گفتم: پدر بازیتان گرفته است؟   چرا سر نوشابه­­ها را می­شورید؟

و پدر جوابی داد که اشکم را در آورد.

او گفت:

دخترم، مردمی که مراجعه می­کنند باید از سر نوشابه‌های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند، این سر نوشابه‌های تمیز را آخر شب در اطراف مطب می‌ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضی‌ها‌ خجالت می‌کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.

دو متن زیر را هم از یک سایت ها پیدا کرده‌ام که برایتان اینجا گذاشته‌ام.

روحش شاد                            س . ج      اردیبهشت 90

 

زندگینامه دکتر شیخ

دکتر مرتضی شیخ در سال 1286 ه.ش در تهران به دنیا آمد . دوران کودکی و همچنین تحصیلات خود را تا سطح مدرسه عالی طب در همان شهر ادامه داد و با درجه دکترای طب فارغ التحصیل شد .

پدر ایشان به شغل زرگری مشغول بود و پس از آنکه به دلایلی دچار مشکل مالی گشت ، دکتر شیخ - یاور و پشتیبان پدر - ضمن تحصیل به ایشان هم یاری می رساند.

از همین زمان بود که با مشکلات طبقه محروم آشنا شد و گویی با خود عهد بست تا تمامی توان خود را صرف این قشر نماید .

 

دکتر علاوه بر این ، چون برادری دلسوز متعهدانه از سه خواهر و برادرش نیز نگهداری نمود تا هر یک با تحصیلات مناسب به مشاغل شریفی چون آموزگاری و خدمت در پرورشگاهها و خدمات انسانی دیگر اشتغال یافتند . همچنین برادر مرحوم دکتر به خدمت ارتش در آمد و خود نیز از آنجا که معتقد بود عاطفی ترین حرفه جهت یاری مردم پزشکی است همین شغل را بر گزید .

نقل است از ایشان بیمار قبل از احتیاج به درمان ، نیاز به پرورش روان دارد و در همین راستا با بیماران خود چنان صمیمی می گشت که بقول مراجعین دستش سبک می گردید و پس از خروج از مطب دکتر ، احساس می کردند که بسیاری از آلامشان کاسته شده است .

 

وی پس از اخذ درجه دکترا به خدمت سربازی احضار شد. سپس به ماکو و مراغه رفته و آنگاه در عزیمت به سیستان و بلوچستان و خدمت در آن منطقه موفق به تأسیس بیمارستان دولتی گردید تا مردم مستضعف آن دیار بتوانند از خدمات رایگان بهره ببرند .

دکتر پس از ازدواج از طریق ادراه تابعه ( بهداری ارتش ) به مشهد منتقل و در قالب همان دایره در کارخانه قند مشغول به خدمت شد.

محدودیت میزان خدمات رسانی، دکتر را بر آن داشت تا در نقاط محروم مشهد چندین مطب افتتاح کند . این مطبها ابتدا در میدان شهرداری امروز و سپس در نقاط محروم دیگری چون سرشور، فلکه برق و محله نوغان تاسیس شدند.

وی در پاسخ این سئوال دکتر حسین خدیو جم که می پرسد : چرا فقط در نقاط محروم مطب زده اید ؟ می گوید: چون مردم امکان آمدن به مطب مرا ندارند و ایاب و ذهاب ایجاد هزینه می کند لذا من به میان آنها رفته ام .

دکتر مرتضی شیخ 69 سال با عزت تمام در میان مردم زیست و با مردم خندید و با آنها بیشتر از آنها گریست . در رنجها التیامی به دردها بود و دست پر عطوفتش همیشه یاری بخش افتادگان بود .

 

حدود 10 سالپیشکهبهمشهدآمدمنامپزشکی راشنیدمکهتقریباهمهآنهاکهاورامیشناختند وازاوبهنیکییادمیکردند.

گمانکردمکهشایدپزشکیاستکه

/ 5 نظر / 31 بازدید
معصومه

سلام آقاي دكتر طاعاتتون قبول يك سوالي داشتم.. اينكه اگه رشد يك دختر 24ساله تمام شده باشه آيا امكان دارد كه اسكوليوز بازهم پيشرفت كنه؟ ويك درجه يك درجه بالاتر بره؟ رشد درجه اسكوليوز غيراز رشدقد به چه چيزهايي بستگي و ربط داره؟ ممنونتون ميشم اگه جواب بديد.. من پيش يك فيزيوترابي رفتم گفتن با فيزيوترابي نيست بايد برم بيمارستان شفا چون قبلا اونجا بودم..خودم احساس ميكنم كه از ان موقع تغييرخاصي نكرده ام وگفتن شايد بهم بريس بدهند.. خواستم بدونم ايا واقعا تاثيرخواهد داشت وايا مگر درجه ها بيشتر ميشود؟ بنظرتون چيكاركنم اگر گفتن بريس ببندم يا اگه گفتن عمل كنم؟؟ فوق العاده از آيندم ميترسم خواهش ميكنم كمكم كنيد.. راستش اصلا با خانوادم دراين مورد راحت نبوديم وخودم همه چيز را فهميدم ومادرم هيچگاه برام حرفي نميزد ونميزند متاسفانه.. براي همين خودم ميخواهم دنبال كارهايم بروم يك سوال ديگر هم دارم وان اينكه آخر اسكليوز كجاست؟ يعني چه ميشود اگر درجه ها بيشترشود؟؟ به كجاميرسد؟ ممنونتونم

محمد

سلام بسیار عالی وجالب است . از مطالب وبلاگتان استفاده بردم .موفق و سربلند وشاد باشید

دکتر سردار

سلام دوستم و دوستان شما این یک پیام عمومی برای تمامی دوستانم است. بعد از مدت طویل دست به یک مهاجرت مجازی دیگر زدم . امیدوارم به مدت طولانی تری در این بلاگ در دست رس باشم . کامیاب باشید.

hashemi

سلام جناب آقاي دكتر، وقت بخير. داستان دكتر شيخ را كه خوندم خيلي منقلب شدم. شايد يك تلنگري بود كه حواسم باشد در هر شغل و موقعيتي كه هستم توجه به منش و رفتارم داشته باشم و به مردماني كه ارتباط مستقيم با آنها دارم با دقت بيشتري روبرو شوم.... بسيار عالي بود متشكرم. در پناه حق سلامت و سرافراز باشيد.

علیخانی

با سلام ممنون از مطالب خوبتون آقای دکتر ایکاش در حال حاضر هم همچین پزشکایی بودن..